روش های سنجش آپاپتوز

آپاپتوز را میتوان به کمک تکنیک های مختلفی سنجش کرد که در این مقاله به آن ها اشاره می شود.

سنجش آپاپتوز:

آپوپتوز به عنوان یک نوع مرگ­ سلولی برنامه ­ریزی­ شده مرتبط با تغییرات مورفولوژیکی و بیوشیمیایی مشخص در سلول ها شناخته­ شده­ است. این مرگ برنامه­ ریزی­ شده سلولی نقش مهمی در پیدایش تعدادی از فرآیندهای فیزیولوژیک و پاتولوژیک ایفا می کند و بروز بیش از حد یا کاهش آن می­تواند منجر به بروز بیماری­های مختلف شود. تشخیص علائم آپوپتوز به منظور بهبود و احتمال کاهش یا حتی ممانعت از پیشرفت این گونه بیماری­ها بسیار ضروری است. بنابراین، به دست ­آوردن بینش در مورد تکنیک‌های تشخیص سلول‌های آپوپتوتیک امکان توسعه رویکردهای درمانی مؤثرتر و کاربردی­تر را فراهم می‌کند. علاوه بر این، تشخیص آپوپتوز یک شاخص مهم در آزمایش داروهای جدید بالقوه و سمیت­ سلولی موادشیمیایی محسوب می شود.

بروز آپوپتوز تغییرات مورفولوژیکی و ایجاد آبشار بیوشیمیایی در سلول ها رادر پی دارد. تغییرات مورفولوژیکی شامل انقباض و تراکم سلول ها، افزایش تراکم سیتوپلاسم، واپاشی پوشش هسته و تشکیل اجسام آپوپتوتیک است. در حالی که قطعه­ قطعه شدن DNA، برش پروتئین­ ها و اتصال متقابل پروتئین­ ها به عنوان علائم بیوشیمیایی آپوپتوز در نظر گرفته میشوند. نهایتا، دانستن تفاوت­ های ظریف نوع مرگ سلولی ناشی از یک فرآیند یا ماده، می تواند به رمزگشایی اینکه کدام درمان برای بیماری­های خاص مؤثرتر است کمک کند.

طبقه­ بندی روش­ های تشخیص مرگ سلولی برنامه­ ریزی ­شده

p53 activity detection methods

FASAY

p53 protein analysis methods

Membrane permeability/damage detection methods

Annexin V binding assay

Lactate dehydrogenase assay

Electrochemical methods

Mitochondrial damage/alteration detection methods

MTT and XTT assay

Mitochondrial membrane potential detection

Mitochondrial activity of streptolysin O permeabilized cells assay

Cytochrome c release detection

Caspase activity detection methods

ELISA

Fluorometric and colorimetric assays

Immunohistochemical methods

Laser and mass spectroscopic methods

DNA fragmentation/denaturation/condensation detection methods

APO ssDNA assay

TUNEL assay

ISEL

ELISA

Gel electrophoresis-based methods

DNA-specific fluorochrome based methods

Clinical evaluation

روش های بررسی آسیب/ نفوذپذیری غشا:

افزایش نفوذپذیری غشای سلولی در شروع مرگ برنامه ریزی شده سلولی اتفاق می افتد. سلول شروع به چروک شدن و تورم می­کند که نفوذپذیری و مورفولوژی غشای سلولی را تغییر می دهد.

Annexin V binding assay

سنجش اتصال Annexin V عمدتاً یک تکنیک ثابت برای شناسایی و کمی ­سازی سلول­ های آپوپتوتیک می­باشد. Annexin V یک پروتئین متصل به فسفولیپید وابسته به کلسیم است که تمایل بالایی برای اتصال به فسفاتیدیل سرین (PS) دارد.

PS در سلول های سالم در سمت سیتوزولی غشای پلاسمایی قرار دارد. در شروع آپوپتوز ، PS به سمت خارج سلولی غشاء منتقل می­شود. این جابجایی PS از طریق اتصال آن با Annexin V متصل به فلورسنت، شناسایی می­شود. Annexin V معمولاً همراه با (7-amino-actinomycin) 7-ADD یا (propidium iodide) PI استفاده می­شود که فقط میتوانند به اسیدهای نوکلئیک متصل شوند و بین مراحل آپوپتوز تمایز ایجاد می­کنند.

 پروتکل Annexin V/PI یک رویکرد رایج برای مطالعه سلول­ های آپوپتوتیک است. PI فقط سلول‌های مرده و آپوپتیک دیررس را رنگ می‌کند، زیرا تنها وارد سلول‌هایی می‌شود که غشا آنها نفوذپذیر شده­است. PI به اسیدهای­نوکلئیک متصل می­شود و فلوئورسانس قرمز ساطع می­کند.

سلول­های آپوپتوتیک برای رنگ­ آمیزی Annexin V از طریق فلوسیتومتری مثبت هستند. با این­حال، به دلیل افزایش نفوذپذیری غشاء در سلول‌های پیروپتوتیک، PI و Annexin V هر دو برای رنگ‌آمیزی PS و DNA می­توانند وارد سلول شوند، و از هر دو نظر مثبت می­شوند. سلول­ های نکروتیک نیز می­توانند به دلیل پارگی غشاء از نظر هر دو مورد مثبت شوند.

پدیده اتصال Annexin V وابسته به کلسیم، که تمایل بالایی به باقیمانده‌های PS نشان می‌دهد، می‌تواند با استفاده از کیت‌های موجود تجاری انجام­شود و از طریق فلوسیتومتری، میکروسکوپ (نوری یا فلوورسانس) ردیابی شود.

Lactate dehydrogenase assay

لاکتات­ دهیدروژناز (LDH) زمانی در فضای خارج ­سلولی دیده می­شود که نفوذپذیری غشای ­سلولی مختل شود یا غشای­ سلولی آسیب ببیند. درواقع، LDH یک آنزیم سیتوزولی است که در تمام سلول­ های ­زنده وجود­ دارد و فقط در محیط خارج­ سلولی درنتیجه آسیب سلولی به دلیل نکروپتوز و پیروپتوز ظاهر می­شود. زیرا در لیزسلولی، محتویات سیتوپلاسمی از جمله آنزیم LDH آزاد می­شوند.

سنجش LDH هم به صورت رنگ­سنجی و هم فلوئورومتریک می­تواند انجام شود.

Electrochemical methods

انواع مختلفی از دستگاه های الکتروشیمیایی برای تشخیص مرگ برنامه­ ریزی­ شده سلولی وجود دارد.

روش­های تشخیص آسیب/ تغییر میتوکندری:

تغییرات مختلف میتوکندری­ها، نشان­دهنده سمیت­سلولی است. روش­های تشخیص زیر نشان­دهنده تغییر/ آسیب در میتوکندری در طول مرگ برنامه­ریزی­شده سلولی است.

MTT and XTT assay

MTT (3-(4,5-Dimethylthiazol-2-yl)-2,5-diphenyltetrazolium bromide) وXTT  (2,3-Bis(2-methoxy-4-nitro-5-sulfophenyl)-2H-tetrazolium-5-carboxanilide ) جز نمک های تترازولیوم می ­باشند. MTT و XTT برای شناسایی سلول‌های زنده در بین سلول‌های مرده استفاده می‌شوند و هر دو برای اندازه‌گیری سمیت سلولی دارو یا ترکیبات مختلف کارآمد هستند.

Mitochondrial membrane potential detection

از­دست ­دادنMMP (mitochondrial membrane potential) که به طور نمادین به عنوان Δψm نشان داده­می­شود، ممکن است نشانه اولیه مرگ­ سلولی نباشد، اما  در نتیجه سیگنال مرگ اتفاق می­افتد. بازشدن منافذ انتقالی میتوکندری باعث دپلاریزاسیون غشا ترانسممبران و آزادسازی عوامل آپوپتوز مانند AIF (apoptosis-inducing factor) و از دست دادن فسفریلاسیون اکسیداتیو می­شود. آزادسازی سیتوکروم c ممکن است به MMP وابسته نباشد، اما انتشار AIF  حتما به آن وابسته ­است.

PTP (permeability transition pore) یک مگا-کانال است که تصور می­شود منبع آزادسازی عوامل آپوپتوتیک مختلف و علت TMP (transmembrane potential) باشد. برای تشخیص MMP و TMP، چندین رنگ چربی­ دوست و کاتیونی نفوذپذیر از غشاء مانند DiOC6 ، Rh123، TMRM and TMRE،  JC-1، و CMX-Ros موجود است. همه این رنگ ­ها را می توان به صورت کیفی در میکروسکوپ فوئورسانس یا از نظر کمی در فلوسیتومتری یا اسپکتروفتومتری میکروپلیتی استفاده کرد.

هنگامی که آپوپتوز شروع می­شود، غشای خارجی میتوکندری گرادیان الکتروشیمیایی خود را از دست می­دهد و رنگ کاتیونی شروع به انتشار در سیتوپلاسم می­کند و فلوئورسانس (معمولاً سبز) منتشر می­کند که با فرم انباشته در هنگامیکه میتوکندری فعال و سلامت است، متفاوت می­باشد(معمولا قرمز).  نسبت فلوئوروسانس قرمز به سبز برای تعیین عملکرد میتوکندری سلول استفاده می­شود.

نکته: قسمت ­داخلی غشای میتوکندری داخلی دارای بار منفی است که فلوروکروم ­های کاتیونی را در آن نگه­داری می­کند.

 این رنگ ­ها با ترکیبات مختلف مانند PI و FCCP برای ایجاد تمایز بین مرگ­ سلولی نکروزه و آپوپتوز و تمایز مراحل مختلف آپوپتوز استفاده می­شوند.

Mitochondrial activity of streptolysin O permeabilized cells assay

درمان سلول‌ها با استرپتولیزین O روی یخ یک روش ساده برای اندازه‌گیری سنتز ATP میتوکندری برای سنجش نفوذپذیری غشای پلاسما بدون آسیب رساندن به عملکرد میتوکندری می­باشد. این روش MASC (mitochondrial activity of streptolysin O permeabilized cells) نامیده می‌شود و روشی ساده، سریع و حساس برای اندازه‌گیری سنتز ATP است. MASC درواقع، توقف سنتز ATP میتوکندریایی را که به دلیل اختلال عملکرد سلولی رخ می­دهد، اندازه گیری می­کند

Cytochrome c release detection

در طی آپوپتوز، سیتوکروم c از میتوکندری به سیتوزول منتقل می‌شود و با APAF1 تعامل می‌کند و پروکاسپاز 9 را به یک کمپلکس چند پروتئینی با سیتوکروم c و APAF1 به نام آپوپتوزوم جذب می‌کند. انتقال سیتوکروم c از میتوکندری به سیتوزول یک فرآیند ضروری است که آبشار کاسپازی را فعال می­کند و منجر به آپوپتوز می­شود.

 اندازه‌گیری سیتوکروم c را می‌توان با استفاده از تکنیک‌های مختلف مانند، فلوسیتومتری ، الایزا، HPLC، اسپکتروفتومتری و وسترن بلات انجام داد.

در سنجش بر اساس فلوسیتومتری، سلول‌های کشت‌شده با آنتی‌بادی مونوکلونال ضد سیتوکروم c یک شب انکوبه شده و با بافر بلاکینگ شسته می‌شوند.  Alexa 488به عنوان یک فلوئوروکروم استفاده می­شود که آزاد شدن سیتوکروم c از میتوکندری را با کونژوگه شدن با آنتی بادی مونوکلونال ضد سیتوکروم c تشخیص می­دهد و در مقایسه با فلوئورسانس میتوکندری دست نخورده پیک ­فلورسانس نسبتاً کوچکتری نشان می­دهد. این تکنیک سنجش معتبری برای آزادسازی سیتوکروم c در طول آپوپتوز می­باشد.

روش های سنجش فعالیت کاسپاز ها:

آپوپتوز ممکن است از طریق مسیر درونی یا بیرونی شروع شود، اما در مسیر اجرایی هر دو مسیر همگرا می­شوند، و با برش کاسپاز-3 ادامه می­یابند. سرعت و مرحله آپوپتوز اغلب با استفاده از بررسی فعالیت کاسپازها مشخص می­شود.

نکته: پیروپتوز نیز یک شکل وابسته به کاسپاز مرگ­سلولی می­باشد.

کاسپازهای فعال از جمله نشانگرهای زیستی مرگ برنامه­ریزی­شده سلولی محسوب می­شوند. سیتوکراتین 18 (CK 18, M30) یک پروتئین برش­خورده توسط کاسپازهاست و یکی از نشانگرهای زیستی آپوپتوز ناشی از شیمی­درمانی محسوب می­شود. در طی آپوپتوز، پروتئین­های میانی (از جمله CK18) برای تجزیه سریع توسط کاسپازهای فعال 3، 7 و 9 هدف قرار می­گیرند تا تولید اجسام آپوپتوز را تقویت کنند. M30 (Caspase Cleaved CK18) یک آنتی­بادی اختصاصی است که در مراحل اولیه آپوپتوز ظاهر می­شود و با سلول های دست نخورده یا نکروزه واکنش نشان نمی­دهد، بنابراین تشخیص M30 یک شاخص قابل اعتماد برای آپوپتوز است و رنگ آمیزی ایمونولوژیک با آنتی­بادی M30 با سایر روش­های سنجش آپوپتوز مانند TUNEL و ISEL همبستگی نشان­ داده­است.

Fluorometric and colorimetric assays

کاسپاز 3 به عنوان عامل واسطه­گر آپوپتوز درنظر گرفته­می­شود. کاسپاز-3 فعال PARP(poly ADP-ribose polymerase: آنزیمی که در ترمیمDNA ، یکپارچگی ژنوم و نظارت نقش دارد) را می­شکافد. برش PARP توسط کاسپاز-3 در شروع آپوپتوز اتفاق می­افتد و مهار برش PARP باعث کاهش آپوپتوز می­شود. فعالیت کاسپاز-3 را می­توان از طریق تتراپپتید مصنوعی، DEVD (distinct amino acid sequence of Asp-GluVal-Asp)، که یا با یک مولکول فوئورسنت AFC (7-amino-4-trifuoromethylcoumarin)، یا مولکول رنگ سنجی  pNA(p-nitroanilide) برچسب­گذاری شده­است، سنجش کرد.

 FRET (Förster resonance energy transfer) یکی­دیگر از کاوشگرهای فلوئورومتری برای تمایز بین مرگ ­سلولی آپوپتوز و نکروز است. FRET معمولاً در یک ژن ناقل ساخته می­شود و نقش یک ژن گزارشگر را بازی می­کند. FRET متشکل از پروتئین فلوئوروفور فیروزه­ای اهداکننده (CFP: cyan fluorescent protein) و پروتئین فلوئورسنت زرد پذیرنده (YFP: yellow fluorescent protein) است که با یک پیوند­دهنده اسید­آمینه کاسپازی فعال به نام DEVD به یکدیگر متصل شده­اند. پس از فعال­شدن کاسپاز، پروتئین­های فلوئورسنت به صورت فیزیکی از هم جدا می­شوند و فعال­سازی کاسپاز با از دست­دادن FRET پس از برش پروب آن مشاهده می­شود. حفظ فلوئورسانس میتوکندری و از دست­دادن پروب FRET قبل از برش تاییدکننده نکروز است. از آنجایی که نفوذپذیری میتوکندری و متعاقبا فعال‌سازی کاسپازها از ویژگی‌­های بارز آپوپتوز هستند، این روش ابزار بسیار حساسی را برای تشخیص و ارزیابی آپوپتوز و نکروز ایجاد می­کند.

Immunohistochemical methods

ثابت شده­است که آنتی­بادی­ها ابزار مفیدی برای تشخیص شکل جدا­شده خاص از کاسپازهای مختلف از جمله کاسپاز-3 و 9 هستند.

Laser and mass spectroscopic methods

تشخیص فعالیت­ کاسپاز در سطح تک­سلولی یک اندازه­گیری بسیار حساس است. dcFCCS (Dual-color fluorescence cross-correlational spectroscopy) برای تشخیص فعالیت کاسپاز زمانی استفاده می‌شود که غلظت سوبسترا بسیار کم باشد (در حد نانومولار).

روش های سنجش فعالیت p53

p53 یک فسفوپروتئین هسته­ای است که با القای آپوپتوز یا توقف چرخه­سلولی در فاز G1 نقش کلیدی در پاسخ­سلولی به آسیب DNA ایفا می­کند. p53 آپوپتوز را از هر دو طریق مکانیسم­های وابسته به رونویسی و مستقل از رونویسی افزایش می­دهد.

FASAY

FASAY (Functional analysis of separated alleles in yeast) یک سنجش عملکردی مبتنی بر مخمر است که فعالیت رونویسی را شناسایی می­کند، که یک عملکرد ضروری برای فعالیت ضد­توموری p53 (نوع وحشی) می­باشد. FASAY یک روش رنگ­سنجی است که برای تشخیص جهش p53 بسیار حساس، نیمه کمی و اختصاصی عمل می­کند.

p53 protein analysis method

در بیشتر موارد، جهش در ژن p53 با تجمع پروتئین p53 ارتباط دارد. تشخیص پروتئین انباشته­شده به روش ایمونوهیستوشیمی (IHC) یا با روش الایزا انجام می­شود که جز روش­های کمی برای تشخیص پروتئین p53 هستند.

روش­های تشخیص تکه­ تکه شدن / دناتوراسیون و تراکم DNA

قطعه قطعه شدن DNA به دلیل فعال­ شدن آبشار کاسپازها رخ می­دهد. در واقع این فرآیند با فعال­ شدن اندونوکلئازها و تخریب پروتئین ­های هسته ای شروع می­شود. فعال­ شدن اندونوکلئازها DNA کروموزومی را در بخش های بین نوکلئوزومی جدا می­کند. تکه ­تکه شدن DNA یکی از علائم اصلی بیوشیمیایی مرگ برنامه­ ریزی­ شده سلولی است.

APO ssDNA assay

سنجش ssDNA APO از آنتی­ بادی تولید­شده علیه DNA تک­رشته­ای (ssDNA)، برای یافتن DNA آسیب­ دیده در سلول­ های آپوپتوتیک استفاده می­کند.

TUNEL assay

تکه­ تکه شدن DNA با بوجود آمدن تعداد زیادی از رشته­ های DNA شکسته مشخص می ­شود و به عنوان یک استاندارد طلایی برای شناسایی مرگ برنامه­ریزی­شده سلولی در نظر گرفته می­ شود. تکه تکه شدن DNA به قطعات 180-200 جفت­ بازی و بیش از kbp50 به عنوان یکی از ویژگی­ های بارز آپوپتوز شناخته می­شود.

در روش TUNEL (Terminal deoxynucleotidyl transferase (TdT)-mediated d-UTP Nick End Labelling) برای تشخیص شکستگی رشته DNA (DSBs: DNA strand breaks)، از نشانگذاری آن­ها به­ وسیله فلوئوروکروم ­ها استفاده میشود. در این روش سلول های آپوپتوتیک و نکروتیک با روش های سیتومتری و میکروسکوپی بر پایه فلوئورسانس، شناسایی و سنجش می­شوند، که مبتنی بر شناسایی انتهای آزاد (انتهای 3’OH) DSB (بدون الگو) توسط TdT می­باشد.

 این روش به این ترتیب­ که­: بافت موردنظر با پروتئاز پیش ­تیمار شده، انتهای آزاد با dUTP بیوتینیله نشاندار می­شود و سپس  TdT با پراکسیداز کونژوگه به آویدین رنگ آمیزی می­شود، عملکرد خود را اجرا می­کند.

نکته: به جای بیوتین یا دیگوکسیژنین، استفاده از Br-dUTP به عنوان کونژوگه با TdT حساسیت تست را افزایش می‌دهد و سیگنال‌های چهار برابر قوی تر ارائه می‌دهد.

ISEL

ISEL (in-situ end labelling technique) سلول‌های آپوپتوتیک، نکروتیک و سلول‌های نشان‌دارشده را که DNA در آن‌ها هنوز تکه­ تکه نشده و به نوکلئوزوم تبدیل نشده ­اند را شناسایی می‌کند.  ISELدرواقع روش اصلاح شده TUNEL است که انتهای آزاد DNA را با مواد رادیواکتیو و غیر رادیواکتیو نشان­دار می­کند.

ELISA

تکه­ تکه شدن DNA بلافاصله پس از ازدست دادن یکپارچگی غشای پلاسمایی رخ می­دهد و باعث آزاد شدن هیستون­ ها (H1، H2A، H2B، H3 و H4) می­شود که می­توان آن­ها را با روش الایزا سنجید. ELISA نوکلئوزومی یک روش حساس برای تشخیص تکه­ تکه­ شدن DNA است اما اختصاصی آپوپتوز نیست مگراینکه از روش سانتریفیوژ براساس شیب­ چگالی (differential centrifugation) نیز برای انتخاب DNA قطعه قطعه در آپوپتوز استفاده شود.

روش های بر پایه ی ژل الکتروفورزیس:

DNA Ladder assay

قطعه ­قطعه شدن DNA در آپوپتوز در دو مرحله اتفاق می­افتد. DNA به طور متوالی شروع به تخریب می­کند. در مرحله اول تکه ­تکه شدن قطعات DNA با وزن مولکولی بالا (50–300kbps) تولید می­کند. در مرحله دوم، اندازه نسبتا کوچکتری از قطعات (180–200 bps) تولید می­شود. این مرحله از تکه ­تکه شدن در سطح بین نوکلئوزومی رخ می­دهد و منجربه تولید تک و الیگونوکلئوزوم ­ها می­شود که با کمک روش DNA ladder assay قابل ارزیابی هستند.

Pulsed-field gel electrophoresis (PFGE)

Field inversion gel electrophoresis 

Single cell gel electrophoresis (comet assay)

روش های شناسایی اختصاصی DNA بر اساس فلوروکروم ها

تکه­تکه شدن و ازدست­دادن گسترده DNA را می­توان با اندازه­گیری محتوای DNA با استفاده از رنگ­های بینابینی مانند acridine orange ، ethidium bromide ، propidium iodide  یا رنگ­هایی که از خارج به DNA متصل می­شوند مانند Hoechst 33342، DAPI، YO-PRO-1 و میترامایسین شناسایی کرد.

فعال شدن یک اندونوکلئاز در طول مرگ­ برنامه­ریزی­شده سلولی منجر به خروج DNA با وزن مولکولی کم به­دنبال افزایش نفوذپذیری سلولی می­شود که در نتیجه توانایی رنگ­آمیزی سلول­ها با فلوئوروکروم­های اختصاصی DNA را کاهش می­دهد. فرآیند تراکم DNA در طول آپوپتوز به صورت ویژه رخ می­دهد، در حالی که نکروز هیچ رویدادی مانند تراکم DNA را نشان نمی­دهد.

فلوئوروکروم­های اختصاصی DNA می­توانند زمانیکه غشای پلاسمایی کاهش جذب آن­ها را نشان دهد نیز آپوپتوز را شناسایی کنند. به عنوان مثال PI در مراحل اولیه آپوپتوز به دلیل غشای سلولی سالم نمی­تواند وارد سلول شود هر چند مطالعات نشان داده­اند سلول­های آپاپتوتیک رنگ­شده باHoechst 33342  فلورسنس قوی­تری را نسبت به نمونه کنترل نشان می­دهند.

به طورکلی، تشخیص آپوپتوز از طریق فلوئوروکروم‌های اختصاصی DNA یک روش آسان، سریع، دقیق و کمی در سلول‌های منفرد زنده و ثابت است، اما یک فرآیند چند مرحله‌ای است و برای بافت‌های سالم، لازم است یک مرحله پیش­تیمار با آنزیم­ها برای داشتن سلول­های منفرد انجام شود.

ارزیابی بالینی:

در شرایط بالینی، این روش‌ها عمدتاً بر تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI: magnetic resonance imaging) تکیه می‌کنند که می‌تواند تغییرات در خواص انتشاری بافت یا توده تومور (DW-MRI) را ردیابی کند، در جاییکه بافت تحت تأثیر مرگ­سلولی قرار می‌گیرد، انتشار آب و به دنبال آن ضریب انتشار افزایش می­یابد.

طیف‌سنجی رزونانس مغناطیسی (MRS: Magnetic resonance spectroscopy) نیز برای اندازه‌گیری غلظت لیپید و همبستگی نسبت چربی به آب برای سنجش مرگ­سلولی استفاده می‌شود.

سایر روش­های بالینی برای شناسایی آپوپتوز شامل نشان­گذاری رادیویی با Annexin-V یا ترکیبات aposense و ردیابی جذب و توزیع زیستی آن­ها از طریق PET (positron emission tomography) یا SPECT (single photon-emission tomography) می­باشد.

دیدگاهتان را بنویسید